تبليغاتX
دخترک و پسرک

دخترک و پسرک

 

 
من مي گويم تو بنويس
و ببار بر اين تن
و نوك انگشتانت را
بكش بر ذره ذره بودنم
و دستت را
آويز كن بر گردنم
چون عيسائي بر صليب
و مجال نفس كشيدن به من نده
و مجالم نده
نفسي
نفسي
و خاري بگذار بر پشتم، بر سرم
و روانه ام كن
جون خاري بر آبي
چون يونس
كه در شكم نهنگي نجاري ميكرد
وقاب مي ساخت
تا يادرگارهاي تو را در آن نهد
بوسه هايت
خنده هايت
نگاهت
حتي يك تار مويت
همان تار موئي كه عيسا را بر دار كرد
و موسا را به جهنم فرستاد
من آن قوم نا شكر نيستم
باور كن موساي من
من آن قوم نا شكر نيستم
بر دستانت بوسه ميزنم
بر كتابت رخ ميمالم
و خودم را بر پايت لوس مي كنم... چون يك گربه كه از گرسنگي ِ تنت مينالد
و از بوي نگاهت
بوي نگاهت
بوي نگاهت
و با بوي نگاهت فال ميگيرم
حافظ را در جيب ميگذارم
با مولانا مي رقصم
با شمس عشقبازي مي كنم
با گابريل اعدام مي شوم
با پيكاسو نقاش مي شوم
انتهاي جهان مي شوم
ولي بدان
تنها
تنها
تنها
تنها
با گيسوانت بر دار مي شوم
با بوسه اي بر لب
آرزوئي در دل
و خدائي كه به آتش كشيده ا

   
 

دوست دارم این بودن را
دوست دارم با تو بودن را
دوست دارم با تو رفتن را
دوست دارم در انتظارم بمانی
دوست دارم دیر بیایم
و با من قهر کنی
و من هزار دلیل بیاورم
که ساعتم خواب مانده بود
ولی جرات نکنم بگویم
خواب بودم و خوابت را می دیدم
و باز تو قهر کنی
و من مجبور شوم
لبهایم را بر روی دست های تو جا بگذارم
دوست دارم بگویم
پاهایم خسته است
تا در آغوشم بگیری
دوست دارم زیر باران لباسهایم را پاره کنم
تا تو بترسی
تا تو در آغوشم بگیری
كه سینه پهلو نکنم
لباس هایم را در آغوش بگیری
تا من لخت بمانم
و سینه پهلو کنم
دوست دارم خواب بمانم
تا جا بمانم
تا دلهره ی بی خبری ام
زیرو زبرت کند
دوست دارم..... دوستم بداری
دوست دارم..... دوستت بدارم
.
.
.
همین

   

پسرک ک ک ک ک.........................!!!!1

 

يه داستانه كوچولو طلبت

يه عالمه ارزو هم طلب من

قبل ازينكه خش خش برگارو حس كنم

تو بودي

به خدا...

همونجا داشتي واسه ي ديروز نقشه ميكشيدي

كه چيكار كني....تا يادم بره ديروز هم روز بوده

.

هيچي يادم نرفت

كفشامو جفت كردم

كنار چشمات

تا هميشه يادت بمونه

اونكه روي برگاي ديروز پا ميذاره

اونكه صداي خش خش برگارو در مياره

تا نتوني بخوابي

من نيستم

.

.

من نيستم

   

حسودیمو قبول دارم .....

 

قبول دارم

از اولشم تقصیر من بود

نباید میذاشتم مثل احمقا

بوسم نکرده بری

باید یه کاری می کردم

...حتی اگه شده تهدید به مرگت می کردم

باید برات بستنی یخی می خریدم

تا بریزه رو پیرهنت

تا پیرهنتو بشورم

بعدش همون عطری که دوست داشتی بهش می زدم

یه گلم میذاشتم روش

یواشی یه آدامس هم می چسبوندم توی پیرهنت تا به تنت بچسبه

آخه می دونی که؟

من حسودم

یا باید آخرین باری که بغلت می کردم، انقدر سفت فشارت می دادم که با من یکی شی

اون موقع نمی تونستی در بری

می دونی؟

حالا كه رفتي...باور كن چاره اي ندارم....مجبورم

با بد جنسی برم شیپور دستم بگیرم

بدیاتو به همه دنیا بگم

تا هیشکی دوست نداشته باشه

توروهیشکی نمی تونه دوست داشته باشه

!!غیر از من هیشکی هیشکی

اگه بهم گفتی چرا این کارو کردی؟

:منم زبونم رو در میارم و میگم

...چرا بوسم نکردی و رفتی؟؟

   

چرا عشقمونو به کسایی نمی دیم که لیاقتش رو دارن؟

دوستت دارم؛

بیشتر از اونی که فکرشو کنی .............

کاش دستات تو دستام بودن و انگشتای ظریفتو گرم می کردم ...............

نگاهت چی داره که منو اینجوری تو خودش غرق می کنه؟ ...............

 میای بغلم؟ . . .

 خیلی دوست داری باسش گل ببری؛ یا بی مقدمه ببوسیش؛ یا بغلش کنی؛ وقتی ازش جدا می شی لباسات بوی عطرشو گرفته مگه نه؟ همه عادت داریم از این جمله ها بشنویم؛ شاید هم بشه گفت عاشق این هستیم که از این جور جمله ها بشنویم؛ ولی از کی؟ آره مهم اینه؛ از کی؟

از کسی که حتی سر سوزن هم به حرفاش پایبند نیست؛ کسی که به راحتی می تونه در کمتر از 5 دقیقه این حرفا رو به 3 نفر دیگه هم بزنه؛

حالا یه سوال؛ تا حالا بی مقدمه رفتی مامان بابا (ددی و مامی رو می گم ) رو بغل کنی؟ به خواهرت گفتی چقدر دوستش داری؟(قابل توجه تویی که گفتی یه بار خواهر کوچولوت و بوسیدی؛ (!!!!!اونم وقتی یه روزش بود تا حالا گل خریدی ببری خونه بگی دوست داشتم باست گل بخرم مامان خوشگلم؟ یا اینقدر تو بغل بابات نشستی تا لباست بوی عطرشو بگیره؟

 یا دستای ظریفتو بذاری تو دستای مردونه داداشی؟ یا موهای قشنگ آبجی رو نوازش کردی؟ چرا عشقمونو به کسایی نمی دیم که لیاقتش رو دارن؟

   

khodafeZz Pesarake areZoham

نشستم یه گوشه ای یه اتاقه تاریک و تنها شده ام خیره به در با کوله باری ز غمها یه نگاه میکنم به در یه نگاه به تلفن یه حس بهم میگه خاطراتو مچاله کن چطور فراموشت کنم تویی نفس برام نذاشت توی دنیا واسم هیچ کس مرام یه حس بهم میگه که عمره من شده تلف یه حس دیگه میگه فقط اون بوده هدف جونه من بسته به جونت نفسم به نفست بیا نذار بمیرم انتظار دیگه بسه سکوتو بشکنو یه بار پا بذار رو غرورت این منه عاشق هرروز منتظره غروبه تا اوون روز که بیای می دوزم چشم به در بیایو ببینی منتظرم با چشم تر چقدر زدم واست خودم به آتیش و بست احساس یخ زدنو سوختن قاطی شد رفت الان دیگه دلم شده واست یه ذره نمی دونم کی بود اون حرفایی که زد بهت فکرت نمیره بیرون از ذهنم حتی یه لحظه یاده نگاهت میافتم دستام می لرزه یاده روزه خاکستریه سرد رفتنت دیگه قطع کردم امیدو از همه دیگه بسمه پس نزن دستمو دیگه از غمت هست تنم خسته چون صحبته یکی دو روز نیست صحبته انتطاره من ----------------? روزه که به انتظارتم
   

چی بنویسم ؟؟

چی بنویسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه

چی بنویسم وقتی قلبت من و از توو قصه رونده وقتی که به جز یه سایه کسی پیش من نمونده

 چی بنویسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره وقتی هیچ کس نمیتونه تو رو پیش من بیاره

شب هم نفسی شب بلند تنهایی تو که هم نفسی بگو کجای دنیایی

چی بگم وقتی زندگی بی تو جلوه ای نداره وقتی فریاد من و خاموش توی کوچه جا میزاره

 وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست

چی بنویسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه چی بنویسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره

   

اون روز باروني يادته7/7/86

 

چترت کو؟

 يه روز دلم ميخواست بارون بشم

واي چترت کو؟؟ ميخواي خيس بشي؟ . .

 ما با تو عهدي ديرينه داريم .

امروز که در دست توام مرحمتي کن .

 ميخواي سر کوچه ماچت کنم؟

تا همه بفهمن چقدر دوستت دارم؟

 لبات کو؟

 لبات کو؟ . .

 چشات پاييزه وسط اين تابستون منو بچين از اين درخت آلو . . .

 آه بودنت را بين نفسهاي گاه و بي گاه بودنم گم کرده ام .

 اون لنگه جورابم کو قرار دارم

 امروز ديگه ميخوام ببوسمش

به کسي نگينا .

 ناهار نميدم بهت تا از گشنگي بميري

و هميشه پيشم بموني .

 فردا که شدم خاک چه سود اشک ندامت

یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده،

گفتم: اگه بارون نبود چی ؟

 گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره،

 گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار،

 گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی

   

نیمه گمشده.....

 

 

همون روز اول که مامانم منو زاييد رک و بي رو در واسي اينو درگوش دکتر گفتم .
گفتم : - اووونقه .. اوونقههههههه ( ترجمه = دکتر نيمه گمشدم کوش؟)
دکتر نامردي نکرد .
لنگامو گرفت و آويزونم کرد و براي اولين بار توي عمرم با کف دست محکم کوبيد روي باسنم .
دردم گرف .
براي اولين بار فهميدم براي پيدا کردن نيمه گمشدم بايد خيلي سختي ها و خيلي ضربه ها رو تحمل کنم .
هنوز که هنوزه جاي اون ضربه کف دستي دکتر روي برآمدگي پشتم مونده .
روزاي اول زندگيم مامان هي مي گف بگو مام مان .
بابا هي مي گف : بگو باب با .
منم که گوشم بدهکار نبود ... هي مي گفتم : اونقههههههه ( با شيش تا ه يعني : چقد شما الکي خوشين .)
کسي منو درک نمي کرد .
شبها مدام از شدت ناراحتي و عدم درک روحي خودمو خراب مي کردم و تموم قسمت پايين تنم مي سوخت .
اونقد بغض توي گلوم بسته بود که تا دو سه سالگي نتونسم حرف بزنم .
اولين کلمه اي که گفتم اين بود :
- کوش؟
آي اين مامان و باباي من مي خنديدند .
آي من حرصم در ميومد و دندون قروچه مي کردم .
اونا هم کم نمي آوردن و هي مي گفتن : بگو کوش؟
به قول شاعر : يکي مي مرد ز درد بي نوايي ..يکي مي گف خانم زردک مي خوايي ؟ ( همون مي خواهي )
من دلم يه گوله آتيش بود و اونا فقط به فکر اين بودن که من مثه يه ميمون نه ... مثه يه طوطي هي واسشون ادا در بيارم تا اونا از ته دل بخندن .
تو تموم چشا دنبالش بودم .
توي بغل هر کي مي رفتم اول توي چشاش نيگا مي کردم .
اونام مي گفتن : چه بچه ناززززي ... چقدر باهوشه ... وووواااااايييي .
چقدر که صورتم رو با روژ لب رنگي نکردن و من دم نزدم .
چقدر يواشکي از باسنم نيشگون گرفتن و لپمو گاز نگرفتن و من غريبانه گريه کردم و به کسي نگفتم .
چقدر قاقالي ليامو ازم به زور گرفتن و من هيچي نگفتم .
همه اين بي رحميارو به خاطر پيدا کردن نيمه گمشدم تحمل کردم .
نصف شب که همه خواب بودن من تا صُب ستاره ها رو نيگا مي کردم و اشک مي ريختم .
مامان که بيدار مي شد فکر مي کرد باز اسهال شدم و کلي پودر او آر اس مي بست به نافم .
آخه من دردمو به کي مي گفتم .
توي همون روزاي بي کسي .
توي همون روزاي تهنايي .... چشام به چشاي یه پسرک قلابی ماسيد .
اون يه سال و نيمه بود و من یه سال .
يادمه اولين برخورد ما دم دستشويي بود .
هر دومون 
مامان من به مامان پسرک قلابی گف : اگه ميشه من زود ببرمش و زود بيام بيرون .
مامانش قبول کرد .
ولي نيگاي من که توي چشاي عسلي و خوشگله اون افتاد که پر از التماس بود نتونستم طاقت بيارم .
هرچي مامان هولم داد که برو تو بچه ... من واستادم و گفتم ...نههههههههه .
پاهامو به هم فشار دادم و خودمو نگه داشتم .
اون اين از خود گذشتگي منو ديد و يه لبخند زد قده هوا .
همچين خوش به حالم شد .
مامانم مونده بود انگش به دهون که من چمه .
اون که از دستشويي اومد بيرون ... اومد جلو و بوسم کرد .
لبامو بوسيد .
من ... من .... خشکم زد .
حس کردم ديگه تموم دوران بدبختيم و جستجوهاي بي سرانجامم تموم شده .
ولي ... يهو برق از چشام پريد .
براي بار دوم توي عمرم به خاطر عشق کتک خورده بودم .
بوسهتون مهم ترين اثرش خراب کاري من توي شلوارم بود .
اصلا يادم رفته بود مامان زد پس کلم .
منم از شدت حرص جيشمو تا آخر توي شلوارم کردم و توي همين حالت از ته دل گريه کردم .
ازون به بعد تنها واژه اي که از دهن کوچولوم مي زد بيرون پسرک بود .

مي رفتيم خونه پسرک اینا
بزرگترا مي شستن به چرت و پرت گفتن و دروغ و غيبت و .
من و اون دس همو مي گرفتيم و مي رفتيم توي حياط .
هر دو روبروي هم روي نيمکت مي شستيم و زل مي زديم توي چش هم .
- چه... باژي ... کنيم ؟ ( با لحن يه دختر ناز و تپل يه سال  )
- هر چي تو بگي ... ( با صداي يه پسر يه سال و نيمه ملوس )
بهد اون چش مي ذاش و من پشت درختا قايم مي شدم و وقتي دنبالم مي گشت من توي دلم قند آب مي شد و
يه کاري مي کردم منو پيدا کنه .
بعد آي مي خنديديم ... آي مي خنديديم ...
گاهي وقتا من اونقدر به زور مي خنديدم تا خنده اون تموم بشه که گلوم باد مي کرد .
يه بار يواشکي ... وقتي همه گنده ها ( ننه باباها) داشتن توي جشن عروسي يه يارويي مي رقصيدن من و اون رفتيم توي حياط و من يه سيب سرخ بهش دادم ... اونم نيگام کرد ... آخ نيگام کرد ... بعد لپمو بوسيد .
بعد دويد توي خونه ... من موندم و جاي بوسه اون روي لپم که مثه دلم تاپ تاپ مي کرد و مي سوخت .
تا اينجا دو بار بوسم کرده بود .
يه بار عزممو جزم کردم که ديگه حالا نوبت تويه   ... ناسلامتي اون نيمه گمشده ته خره .( خره رو اونموقع بلد نبودم بعد اضافه کردم )
يه روز خونه پسرک ... بعد از ظهر .. من و اون توي حياط تهنا بوديم ... همه خواب بودن .
خودمو کشيدم کنار اون و اول توي چشاش نيگا کردم .
چشاشو درشت کرد و با ترس بهم نيگا کرد .
- ميذاري بوشت کنم ؟
خنديدم
- نع ... بابام گفته ... به ... به ... پسرا بوش ندم .پسرک تو دلش گفت( اي عموي نامرد )


دو سه ماه گذشت .
يه روز که من و گنده ها رفتيم خونه صحنه اي ديدم که دل کوچولوم شيکس .
پسرک با يه دختر آنتيک مو خرمايي گرم گرفته بود و اصلا به من توجه نکرد .
- پسرک ... مياي باژي ؟ ( با صداي يه دختر بچه دو سال و نيمه که احساس مي کنه شکست خورده )
- نع ... من دارم .. با .. نیلوفر باژي مي کنم .( با صداي يه پسر بچه که خيلي پرروهه )
دختره آنتيکه موخرماييه نيشش تا زير گوشش باز شد و برام زبون درازي کرد .
منم .. آي به هم ريختم .... آي حرصم دراومد .
اون روز براي بار چهارم توي زندگيم بد ترين کتکو خوردم .
اونم به خاطر چي ؟ به خاطر شکستن سر اون دختر پررووهه با يه تيکه سنگ .
آي وقتي که سرشو با دو تا دس گرف و جيغ زد حال کرد و از ته دلم ذوق زده شدم .
ولي کتکا خيلي ضد حال بود .
خلاصه ... از اون روز به بعد رابطه من و پسرک تيره شد .
اون نيمه گمشده من نبود .
تقلبي بود .
...
ولي من ...
من بعد کتک خوردنهاي فراوان ...
بعد از جستجوهاي بي سرنجام متعدد ..
هنوز که هنوزه نتونسم نيمه گمشده مو پيدا کنم ...
من نيمه مو  ميخوام ..

 

   

MAN MIMIRAM VALI...

MAN MIMIRAM VALI...                                      

می دونی ؟

یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن

تو باشی منم باشم

کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسم

که سردم نشه نلرزم

می دونی ؟

تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوار

پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت

بهت تکیه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردی

بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره

چشماتو می بندی

بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟

می گی : آره

و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشم

آروم آروم.......قصه می گی

یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه

می دونی ؟

می خوام رگمو بزنم

چون دست چپ...یه حرکت سریع.. یه جمله ی عمیق بلدی ؟

نه وای !!! تو که نمی بینی

و نمی دونی که می خوام رگمو بزنم

تو چشماتو بستی نمی بینی .....

من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم

نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگ های سفید و

نمی بینی که دستم می سوزه

من لبمو گاز می گیرم که نگم : آخ

که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی

تو داری قصه می گی و هیچ چیز رو نمی بینی

من دارم دستمو نگاه میکنم

دست چپمو.....خون ازش میاد

می دو نی ؟

دستمو می ذارم رو زانوهام

خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگها

مسیرش قشنگه.....حیف که چشمات بسته است

نمی بینی .....

تو بغلم کردی نمی بینی که سردم شده

محکمتر بغلم می کنی تا گرمم شه

می بینی که نا منظم نفس می کشم

تو دلت می گی آخی............

نفسم گرفت.. می بینی ولی محکم تر بغلم می کنی

سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشم

چشماتو باز می کنی و می بینی من مردم .. می دونی ؟

می ترسم خودمو بکشم

از سرد شدن... از این هایی که مردن... از خون دیدن

ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم

مردن خوب بود

آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...

گریه نکن

من دیگه نیستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدی

تو خیلی گریه می کنی

دلم می شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش

باشه ؟

من مردم ولی تو باورت نمی شه

تکونم می دی که بیدار شم

فکر می کنی مثل همیشه قصه گفتی و من خوابیدم

می بینی نفس نمی کشم ....ولی بازم باور نمی کنی

اونقدر محکم بغلم می کنی که گرمم شه... اما فایده نداره

من مر دم ... ولی برای تو زنده ام

پس هر شب به این باغ بیا .... ولی گریه نکن

می خوام یه چیزی بهت بگم می دونی ؟

دوستت دارم

   
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

Lovely Bear Template

template id : TBF_003 template name : Lovely Bear

pesarak-dokhtarak

پسرک

http://pesarak-dokhtarak.blogfa.com

دخترک و پسرک

زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟
خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي؟
مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟
اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي؟................. Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Multimedia Design Group Medium Blog Medium Blog Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt
دخترک و پسرک
كارگاه طراحي قالب

آرشیو مطالب گذشته :

بازگشت به وبلاگ
<-ArchiveTitle->
قالبهاي رايگان وبلاگ : كارگاه طراحي قالب


pictofxt

Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt
< کدهای جاوا اسکریپت > http://video.tinypic.com/player.php?v=66bmuwz